جمعه ٢٧ مهر ١٣٩٧
لینکها و کانون ها

 

 



 
اخبار > آیات ولایت فقیه
 


  چاپ        ارسال به دوست

آیات ولایت فقیه

آیات ولایت فقیه

 

 

گاهى گمان مى‏شود تنها مدرك اسلامى بودن يك مسأله، اين است كه: در قرآن كريم مطرح شود و چگونگى طرح آن كاملاً شفاف، روشن و بى نياز از ژرف‏نگرى و تأملات اجتهادى باشد. در حالى كه:

 

يكم. عقل و سنت نيز هر يك منبع و مدرك معتبرى در اسلام است و آموزه‏هاى اسلامى را مى‏توان و بلكه بايد از مجموع هر سه منبع (قرآن، سنت و عقل) شناخت.

 

دوّم. طرح مسائل در قرآن، گونه‏هاى مختلفى دارد و در بسيارى از موارد استنباط يك مسأله از قرآن مجيد، بدون آشنايى با متدلوژى فهم دين و فرايند استنباط امكان‏پذير نيست. در عين حال يكى از ساده‏ترين روش‏ها براى اثبات ولايت فقيه از طريق قرآن، مراجعه به شرايط حاكم در قرآن است كه پس از معصومين تنها بر ولى فقيه صدق مى‏كند.

 

شرايط حاكم جامعه‏

 

1. اسلام و ايمان‏

 

خداوند مى‏فرمايد: (لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً)(1) «خداوند هرگز كافران را بر مؤمنان سلطه نمى‏دهد» و (لا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِى شَىْ‏ءٍ)(2) «مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان دوست و ولى خود بگيرند و هر كس چنين كند از لطف و ولايت خدا بى بهره است».

 

2 . عدالت (در مقابل ظلم)

 

خداوند حكومت و ولايت ظالمان را نمى‏پذيرد پس حاكم و ولى بايد عادل باشد: (وَ لا تَرْكَنُوا إِلَى الَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ النَّارُ)(3) «به ستم پيشگان گرايش نيابيد كه آتش دوزخ به شما خواهد رسيد». اين ركون و گرايش در روايات به «دوستى و اطاعت» تفسير شده است.(4) همچنين خداوند در شرايط امامت به حضرت ابراهيم فرمود: (لا يَنالُ عَهْدِى الظَّالِمِينَ)(5) «عهد من به ستمكاران نمى‏رسد».

 

3 . فقاهت‏

 

حاكم اسلامى بايد عالم به احكام اسلام باشد تا بتواند آنها را اجرا كند. در زمان پيامبر (ص) و امام معصوم (ع) اين علم از سوى خداوند به آنان داده شده است و در زمان غيبت امام معصوم (ع)، داناترين مردم به احكام يعنى، فقها حاملان اين علم‏اند. قرآن درباره شرط علم مى‏فرمايد: (أَ فَمَنْ يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّى إِلاَّ أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ)(6) «آيا كسى كه به راه حق هدايت مى‏كند، سزاوارتر است كه از او پيروى شود يا كسى كه راه نمى‏يابد مگر آنكه راه برده شود شما را چه مى‏شود؟ چگونه داورى مى‏كنيد؟»

 

فقيه با تخصصى كه سال‏ها در تحصيل آن كوشش كرده، مى‏تواند احكام اسلام را از قرآن، سنت، عقل و اجماع به دست آورد اما غير فقيه اين تخصص را ندارد و بايد احكام اسلام را از فقيه بياموزد.

 

سوال : غير فقيه مى‏تواند احكام اسلام را به صورت فتوا از فقيه بگيرد و حكومت كند، پس لازم نيست حاكم خودش فقيه باشد.

 

پاسخ : يكم. آگاهى‏هاى لازم از اسلام براى حكومت، اختصاص به فتوا ندارد تا گفته شود: غير فقيه از فقيه تقليد مى‏كند بلكه در بسيارى از موارد، فقيه بايد با توجه به ملاك‏هاى ترجيح در تزاحم احكام و يا تشخيص موارد مصلحت، حكم حكومتى صادر كند. «حكم حكومتى» خارج از دايره فتوا و تقليد است در عين آنكه مسأله‏اى تخصصى و در حوزه تخصّص فقيه است.

 

دوّم. آيا غير فقيه اطاعت از فقيه را در همه موارد بر خود لازم مى‏داند؟ يا فقط در مواردى كه خود تشخيص مى‏دهد، از فقيه اطاعت مى‏كند؟ در صورت دوم هيچ ضمانتى بر اجراى احكام الهى و دينى بودن حكومت وجود ندارد. در صورت اول، در واقع آن فقيه ولايت دارد و شخصى كه به طور مستقيم امور اجرايى را به عهده دارد، مجرى از سوى او به شمار مى‏آيد و اين يكى از شيوه‏هاى اجرا و اعمال ولايت فقيه است.

 

اشكال : در اين آيه اطاعت از (مَنْ يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ) سزاوارتر از (مَّنْ لا يَهِدِّى إِلاَّ أَنْ يُهْدى) معرفى شده است يعنى، اطاعت از فقيه را سزاواتر از اطاعت غير فقيه مى‏داند. بنابراين اطاعت غير فقيه نيز با وجود فقيه مقبول است گرچه اطاعت از فقيه بهتر است

 

پاسخ :  مانند اين سخن را ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه‏(7) در مقايسه بين امام على (ع) و خلفاى پيش از او مى‏گويد يعنى، او اطاعت از اميرالمؤمنين (ع) را بهتر از ولايت ديگران مى‏انگارد نه لازم و واجب

 

سزاواتر بودن در آيه، سزاوارى در حد الزام است يعنى، فقط بايد از او پيروى كرد زيرا در ذيل آيه مردم را توبيخ مى‏كند كه چرا از (مَنْ يَهْدِى إِلَى الْحَقِّ) پيروى نمى‏كنيد: (فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ)؟ بنابراين سزاوارى در حد الزام است. مشابه اين مسأله در موارد ديگرى نيز در قرآن وجود دارد مثلاً در آيه‏ (وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ)(8) كه در بحث ارث است و وجود هر طبقه مانع از ارث طبقه دوم مى‏شود. آيات بى‏شمار ديگرى نيز وجود دارد كه فضيلت عالمان را بر غير عالمان بيان كرده است.(9)

 

از نظر عقل نيز با وجود شايسته‏تر، نبايد به فروتر تن داد به ويژه در امر رهبرى كه تعيين سرنوشت جامعه در گرو آن است.

 

4 . كفايت‏

 

توانايى و شايستگى اداره امور جامعه كه از آن به مدير و مدبّر بودن نيز تعبير مى‏شود. حضرت يوسف فرمود: (قالَ اجْعَلْنِى عَلى خَزائِنِ الْأَرْضِ إِنِّى حَفِيظٌ عَلِيمٌ) «گفت: مرا بر خزاين اين سرزمين بگمار كه من نگهبانى امين و كاردانم». در داستان‏(10) حضرت موسى و دختر شعيب نيز آمده است: (... إِنَّ خَيْرَ مَنِ اسْتَأْجَرْتَ الْقَوِىُّ الْأَمِينُ) «بهترين كسى كه مى‏توانى به [كارگيرى او است كه‏] تواناى درستكار است»(11) و....

 

از مجموع اين آيات، مى‏توان تصويرى كلى از سيماى حاكم از ديدگاه قرآن به دست آورد. در منطق قرآن حكومت و زمامدارى، تنها شايسته كسانى است كه از صلاحيت‏هاى علمى و اخلاقى و توانمندى‏هاى لازم برخودار باشند. به دست آوردن اين تصوير در زمان غيبت امام معصوم (ع) بر «ولايت فقيه» تطبيق مى‏كند. از طرف ديگر حكومت اسلامى حكومت قانون خداست: (مَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ)(12) و آن بدون حاكميت دين‏شناس و متخصص مستعد در اجراى احكام الهى (فقيه عادل و جامع الشرايط) امكان‏پذير نيست.(13)

 

(1) نساء (4)، آيه. 141

 

 (2) آل عمران (3)، آيه. 28

 

 (3) هود (11)، آيه. 113

 

 (4) تفسير على بن ابراهيم، ج 1، ص. 338

 

 (5) بقره (2)، آيه. 124

 

(6) يونس (10)، آيه. 35

 

 (7) ج 9، ص. 328

 

 (8) احزاب (33)، آيه. 6

 

 (9) زمر (39)، آيه. 9

 

 (10) يوسف (12)، آيه. 55

 

(11) قصص (28)، آيه. 26

 

 (12) مائده (5)، آيه. 44

 

 (13) الف. تفسير پيام قرآن، ج 10 (قرآن مجيد و حكومت‏اسلامى)

 

ب. ذوعلم، على، نگاهى به مبانى قرآن ولايت فقيه

 

پ. مكارم شيرازى، آيت‏الله ناصر، آيات ولايت در قرآن.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان


١١:٤١ - سه شنبه ٣ بهمن ١٣٩٦    /    عدد : ٥٣٤٦٥٤    /    تعداد نمایش : ٣٤١


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج