يکشنبه ٠٤ فروردين ١٣٩٨
لینکها و کانون ها

 

 



 
اخبار > نشست هم اندیشی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان با عنوان "اخلاق در آموزش با محوریت ارتباط موثر استاد و دانشجو" برگزار گردید.
 


  چاپ        ارسال به دوست

نشست هم اندیشی اعضای هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی لرستان با عنوان "اخلاق در آموزش با محوریت ارتباط موثر استاد و دانشجو" برگزار گردید.

به همت دفتر هم اندیشی اساتید دانشگاه علوم پزشکی لرستان، نشستی با عنوان "اخلاق در آموزش با محوریت ارتباط موثر استاد و دانشجو" برای اعضای هیئت علمی آن دانشگاه در تاریخ 25 دی ماه 97 برگزار گردید.

در ابتدای جلسه، حجت الاسلام و المسلمین مرادیان، مسئول دفتر نهاد رهبری دانشگاه، ضمن عرض خیر مقدم به مدرس و حضار، مقدمه ای را در باب رابطه استاد و دانشجو بیان کرد و از چالش هایی که گاهی در نحوه برخورد اساتید با دانشجویان پیش می آید سخن به میان آورد.

وی در ادامه به روایتی از امام صادق (ع) اشاره کرد و گفت: از آن حضرت نقل شده که استاد، خود را در مقام امام و پیشوا برای شاگردانش قرار دهد و اگر از آنچه که می داند برای آنها دریغ نماید، در حقشان خیانت کرده است.

در ادامه این نشست، دکتر سید حسن اسلامی اردکانی، دکترای فلسفه دین و اخلاق در رابطه با موضوع جلسه، به بیان سخنرانی پرداخت.

نقش غالب استاد در دانشگاه، معلمی است

اسلامی با اشاره به نقش استادان در دانشگاه گفت: برای اساتید در مقام دانشگاهی، 3 نقش اساسی وجود دارد؛ نقش اول و غالب ما در دانشگاه، معلمی است. دومین نقش ما، پژوهشگر و سومین آن، شهروندی می باشد.

وی ادامه داد: هنگامیکه می گوییم "تعلیم یا یاد دادن" و معادل های لاتینی که برای آنها گفته می شود، همه این ها یک مایه ی مشترک دارد و آن، تغییر نسبتا پایدار در رفتار است و بر این اساس معلم واقعی کسی است که به این هدف نایل آید.

این کارشناس اخلاق گفت: ما اکنون در دورانی زندگی می کنیم که فناوری و تکنولوژی نسبت به گذشته در سطح بالایی قرار دارد و پایگاه های اطلاعاتی، به راحتی یافته ها را در اختیار دانشجویان قرار می دهند. بنابراین نمی توانیم خودمان را مطلقا متخصص رشته علمی مان بدانیم. ما معلمیم؛ معلمی ما ابعادی دارد که مهمترینش همان تغییر نسبتا پایدار در رفتار است.

کارکردهای نظام تعلیم و تربیت چیست؟

در ادامه، اسلامی با تبیین ضرورت آموزش و پرورش برای انسان ها، کارکردهای نظام تعلیم و تربیت را اینگونه بیان کرد:

اولین کارکرد نظام های تعلیم و تربیتی، انتقال دانش موجود است و این کارکرد، حداقل کاری است که ما معلمان و مدرسان انجام می دهیم.

پرورش تفکر نقادانه، دومین کارکرد نظام های تعلیم و تربیتی است. از آنجایی که یافته ها و دانسته های مردم عادی، راست و دروغ، دانش و شبه دانش، و... به هم آمیخته است؛ فرد دانشگاهی و تحصیلکرده، کسی است که با تفکر انتقادی، دانش را از شبه دانش تمایز دهد.

سومین کارکرد نظام های تعلیم و تربیت، اجتماعی سازی است. اصولا فرهیختگی و دانشوری، مستلزم این است که انسان ها از حالت خود محوری بیرون بیایند و بجز خودشان، دیگران را هم به رسمیت بشناسند و ببینند.

تربیت اخلاقی و ارتقاء اخلاق دانشجویان، چهارمین کارکرد نظام های تعلیم و تربیتی است. تصور ما از اخلاق معلم، ممکن است بیان توصیه های دینی و اخلاقی را متصور کند؛ در حالیکه اخلاق به معنای دقیق، یعنی رفتار و منش درست. و این حالت را از همه معلمان باید انتظار داشت چه استاد فیزیک، چه استاد ادبیات؛ چراکه ما خواه ناخواه با دید دیگری به غیر از متخصص یک رشته درسی نگریسته می شویم و تک به تک رفتارهای ریز و درشت ما به دانشجویان آموزش داده می شود.

پنجمین کارکرد نظام های تعلیم و تربیت، تقویت فرهنگ شهروندی است. ما نمی توانیم دانش و منش خود را محدود کنیم به بیان آنچه که تخصص ماست. آموزش فرهنگ شهروندی باید در وظایف معلمی مان گنجانده شود.

استاد واقعی کسی است که همه کارکردهای نظام تعلیم و تربیت را با هم دارد

اسلامی افزود: با توجه به اینکه ما کارگزاران نظام تعلیم و تربیت در دانشگاه ها هستیم؛ لذا سیاست سالم در این نظام، مستلزم این است که این 5 کارکرد به شیوه صحیح توزیع و اجرا شوند.

وی همچنین عنوان کرد: در بعضی از جوامع که دسترسی به دانش به راحتی میسر است، کارکرد انتقال دانش کم رنگ می شود و بالعکس؛ در جوامعی که دانش در حال توسعه است ، خواه نا خواه به سمت انتقال دانش می رویم و کارکردهای دیگر ضعیف می شود. لذا گاهی می بینیم که یک استاد به لحاظ علمی بسیار قوی است و خیلی خوب این دانش را منتقل می کند. اما ممکن است از نظر اخلاقی بسیار ضعیف باشد و حتی پرونده اخلاقی داشته باشد. بنابراین استاد واقعی کسی است که همه کارکرد های نظام تعلیم و تربیت را با هم دارد.

جایگاه بحث "اخلاق" در آموزش، در گذشته و امروز متفاوت بوده است

اسلامی، صحبت های خود را با بیان تاریخچه ای از همزیستی استاد با شاگرد ادامه داد و گفت: در گذشته در هر جای دنیا و مخصوصا ایران، نیازی به تعریف بحث "اخلاق در آموزش" به شکل مستقل نبود؛ بدلیل اینکه در آن زمان، آموزش گسترده عالی نداشتیم و شاگردان با استادان زندگی می کردند. رابطه ی بین استاد و شاگرد یک رابطه ی پدری- فرزندی بود و استاد به آرامی، به شکل غیر مستقیم و با رفتارش، اخلاق را تعلیم می داد. این رابطه در بازار، حجره، امور پزشکی و ... برقرار بود. البته در آن زمان آموزش، عمومی نبود بلکه نخبگانی بود و افرادی از طبقه خاص دانش را می آموختند چرا که بر اهلیت بر دانش تاکید می شد و استاد در انتخاب شاگرد دقت می کرد.

وی در ادامه از جایگاه "اخلاق در آموزش امروز سخن به میان آورد و افزود: بعد از آنکه دانشگاه های مدرن به وجود آمدند و سیستم واحدها در قالب واحدهای متنوع و گسترده شکل گرفت و بین اساتید توزیع شد، دانشجویان با دیدگاه های متفاوت از طرف اساتید مواجه شدند . این تنوع در دیدگاه ها، حتی علیرغم صحتشان، دانشجو را سر در گم می کند. به گونه ای که در بهترین حالت بعد از مدتی، برای دانشجو تعلیم صورت گرفته اما تربیت اخلاقی نشده است. به نظر می رسد یکی از آسیب های شکل گیری نظام های آموزشی همین بود.

منتورشیپ چیست؟

اسلامی، در ادامه از طرح ایده "منتورشیپ" سخن به میان آورد  و افزود: در بعضی از دانشگاه های اروپا و امریکا برای رفع آسیب عدم تربیت دانشجویان، ایده ای طراحی شد به نام "منتورشیپ"؛ بر اساس این ایده، عده ای از اساتید که خدماتشان زبانزد دانشگاه است و دغدغه پروژه، مسائل مالی و ... را ندارند، تعدادی از دانشجویان را تحت تربیت و تعلیم خود می گیرند تا به اصطلاح "منتور" شوند. وی طرح "منتورینگ" را معادل تربیت شاگرد در زمان پیامبران و امامان خواند و بیان کرد: منش پیشوایان دینی ما، تعلیم شاگردان همراه با تربیت اخلاقی آنها بوده است؛ یکی از امتیازات کار معلمی این است که به ما مواد خامی داده می شود تا آنرا شکل دهیم. وظیفه ی ماست تا با شیوه ی پیامبرانه شاگردانمان را تربیت کنیم.

وی در پایان، مهارت های لازم برای ارتباط استاد و دانشجو را بیان کرد و حاضرین در نشست به بیان دیدگاه های خود پرداختند.



٠٨:٠٢ - چهارشنبه ٣ بهمن ١٣٩٧    /    عدد : ٥٤٨٨٦٢    /    تعداد نمایش : ٧٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج